امروز مي خوام شما رو با يكي از چهرهاي ماندگار ! محل کارم آشنا كنم ... اسمش نعمان هست . شايد تا حالا اين اسم رو نشنيده باشيد ... حق داريد چون من هم تا حالا نشنيده بودم ... نعمان از اول كه اومد پيش ما به عنوان راننده اومد ... بعد از اونجايي كه علاقه مند بود به كارهاي كامپيوتري و من هم در بدر دنبال آدمي مي گشتم كه كارهاي تايپ و ... رو برام انجام بده شديدن از اين علاقش استقبال كردم و نعمان كه اعتماد به نفس فوق العاده اي به تواناييهاش داره خيلي زود تبديل شد به يك كاربر حرفه اي كامپيوتر ! البته با حفظ سمت ! و جالبه بدونيد رييسمون چند وقت بعد كارهاي دبيرخانه و بايگاني و از اين حرفها رو هم سپرد به نعمان ، البته باز هم با حفظ سمت هاي قبلي ! ... خلاصه حالا بعد از گذشت يكسال آنچنان جايي براي خودش باز كرده كه حالاديگه همه اين رو ميدونن كه هر كه با نعمان در افتاد ور افتاد ! حتي اگه يه مهندس با ۲۰ سال سابقه باشي ! ... در ارتباط با اون اعتماد به نفس فوق العاده به تواناهيهاش ! اين رو بگم كه اصولن شما هيچ وقت نميتونيد يك بحثي رو جلوي ايشون انجام بديد و ايشون هم ساكت بشينن ... هر چقدر هم كه بحث شما تخصصي باشه نعمان يهو مثل اين اساتيد دانشگاه كه سالها تجربه دارن میاد وسط حرفت و شروع می کنه به صادر کردن نظریات مهندسی که دود از کله شما بلند می کنه ! ... خب بهتره یک مروری داشته باشیم به زمینه های تخصصی ایشون : برق ، کامپیوتر ، مکانیک ، عمران ، معماری ، موسیقی ، سیاست ، پزشکی ، ازدواج ، انسان شناسي ، روان شناسي ، انرزی هسته ای و ... خلاصه كليه علومي كه تاكنون بشر موفق به اختراع آن شده و يا نشده است !
يكي از دلايل زنده بودن من سرو كله زدن با اين موجوده ! ... و جالبه بدونيد عليرغم اينكه رابطه ما شديدن موش و گربه است ولي من اگه يك روز نعمان رو نبينم همه كاملن متوجه افسردگي مزمن من ميشن !
حالا تصور كنيد كه من هفته آينده به اتفاق نعمان دارم مي رم ماموريت اصفهان ! و من ۳ شبانه روز بسيار هيجان انگيز را در پيش خواهم داشت ... جالب تر ميدونيد چيه ؟ با اينكه ما هميشه اين ماموريت ها رو با هواپيما ميريم ولي من هر دو پايم رو كردم توي يك كفش كه الا و بالا بايد با ماشين شركت به رانندگي نعمان برم ! و بالاخره هم مجوزش رو گرفتم !...
پ.ن : نعمان به ضم نون و سكون عين تلفظ مي شود ... و بنا به ادعاي خودش به معني گل شقايق ! مي باشد ... حالا چه جوري گل شقايق شده اسم يك مرد من ديگه نمي دونم !