تبليغاتX
جايي براي زندگي -
 

امروز چهارشنبه بیست خرداد صدای من رو  کیلومترها دورتر از تهران و سر و صدای این روزهایش می شنوین ! دو سه روزه اومدم خونه پدری ، چرا نمی گن خونه مادری !؟ والله خونه ما که حکومت کاملا در دست خانم مامان هستش و آقای پدر مثل یک جنتلمن واقعی گوش به فرمان فرمایشات خانم هستن ! البته یه موقع هایی هم که دیگه کاسه صبرش لبریز می شه جنتلمن بودن رو می ذاره کنار و در حالت عصبانیت یه  اصطلاحات باحال عجیب غریبی به کار می بره که من و داداشام از خنده روده بر می شیم و تا چند روز سوژه خنده ما می شه رد و بدل کردن این اصطلاحات به همدیگه در حضور آقای پدر ! و ایشون هم به زور جلوی خنده خودشو می گیره البته گاهی هم بی خیال پدر بودن می شه و خودش هم می زنه زیر خنده ! بعضی وقتا هم که خونه سوت و کوره و حوصله مون سر می ره خانم مامان رو می ندازیم به جون آقای پدر که آقای پدر رو عصبانی کنه و از اون اصطلاحات تاریخیش به کار ببره ! این جور موقع ها  با گوشزد کردن  کم کاریهای آقای پدر در امور خانواده آتش فتنه رو روشن می کنیم و بقیه اش هم که دیگه تخصص خانم مامانه ! 

امروز چهارشنبه بیست خرداد شمارش معکوس پیروزی اخلاق بر  راست نمایی !  ... سه ، دو ...  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 18:25  توسط مهدي  |