تبليغاتX
جايي براي زندگي
 

پست برگزيده سال :

 

این همه باران. نیستی تقسیم‌ش کنیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 16:20  توسط مهدي  | 

 

با كمال احترام براي آش دوغ استثنايي  امشب بعد كلاس خونه علي  ، ولي افتخار اين پست سحرگاهي رو مي ديم به كريستوفر نولان به خاطر فيلم prestige .  خب در واقع اين پست همينجا به پايان مي رسه. ولي از اونجايي كه ما هميشه حرف هاي مهمي براي گفتن داريم و از همونجايي ( منظورم همونجايي كه هميشه حرف هاي مهمي براي گفتن داريم ) بله از همونجا كه ما اين حرف هاي مهم رو حتما بايد به اطلاع هم برسونيم ، مي خوام بگم اگه يه موقع دنبال يه برنامه اي مي گشتيد كه صد و سي دقيقه از عمرتون رو به صورت كاملا به ياد ماندني سپري كنيد ، حتما ياد اين پست بيافتيد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 4:14  توسط مهدي  | 

 

يه موقع هست كه آدم احتياج داره زمان برگرده و يه كاري رو انجام نده  ،بهتره  اين جمله رو اينجوري اصلاح كنم كه يه موقع هايي هست كه آدم احتياج داره كه زمان برگرده و يه خريت هايي رو مرتكب نشه، ولي در هر دو صورت همه ما مي دونيم كه  زمان تنها لطفي كه در حق ما انجام مي ده اينه كه واينسته ، خب همين هم به نوبه خودش كمال تقدير و تشكر داره . اينجوري لااقل مي توني اميدوار باشي شايد كه فردا روز ديگري باشد. روزي كه كسي تو را بخشيده باشد. كسي كه صميمانه دوستش داري .اين يعني شما الان داريد  قصه دل شكستن و دل بريدن رو مي خونيد . شما الان يه مرد قصه داريد كه گند زده به همه چي . و بعد كه متوجه شده چقدر گند زده به همه چي ، پشيمون شده كه چرا اينقدر گند ...خيلي خب خودتو كنترل كن . خب تا اينجا  ما يه نفر رو داريم كه  احتياج داره به اينكه زمان برگرده تا مرتكب يك سلسله خريت هايي نشه . ولي قبلا همه ما گفتيم كه اين امكان پذير نيست .پس همه ما  نتيجه مي گيريم كه  اين يه نفر فقط مي تونه اميدوار باشه به همون شايد فردا روز ديگري ... فقط  ، فقط مساله اينه كه تو چقدر با همه ما همعقيده اي .

 

پ.ن : كفشدوزك عزيز بازگشت به كامنت مورخ دو پست قبل شما ، از اينكه براي ارضاي حس خاله بودنت ( منظورم از خاله اصلن خاله زنك نيست ها ) و در راستاي سر درآوردن از ته و توي ماجرا  مجبور به دوباره خواني اين نوشته هاي بي سر و ته مي شوي عذر خواهي مي نمايد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:37  توسط مهدي  | 

 

هر چند اين روزا انتظار هر خبري رو داريم ولي بعضي خبرا هستن كه هيچ جوره نمي شه از كنارشون بگذري و شب خوابت ببره ، نمي شه با يه پاكت مالبرو هم دودشون كرد :

مادر عاطفه امام در گفت و گو با كلمه:

عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در تهران، روز گذشته به طرز بدي در حاليكه چادر را از سرش كشيدند بازداشت شد. 

او درباره فشار شديد بر روي دخترش براي اعتراف به روابط نامشروع سخن گفت و...

 خبر تكميلي : خب مثل اينكه  اين بار به خير گذشت و پس از ۲۸ ساعت بازداشت عاطفه امام را رها مي كنند .باز هم بگيد اين وبلاگ تاثير گذارترين وبلاگ خاورميانه نيست !

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 2:23  توسط مهدي  |