تبليغاتX
جايي براي زندگي
 

سالها طول كشيد كه بفهمم موي كوتاه هم بيشتر بهم مياد هم احساس بهتري دارم هم اينكه صبح ها به هيات يك هيولا از خواب بيدار نميشم ! سالها طول كشيد ، از روزي كه پدرم به زور منو به آرايشگاه مي فرستاد تا همين حالا كه همكارم هر روز بهم بگه آرايشگاه هم بري بد نيست !  مي خوام بگم آدمي كه داره اينجا مي نويسه ، از اون آدم هاي حرف گوش نكنه ، از اون حرف گوش نكن هاي حرفه اي كه معتقده چيزي به اسم  تجربيات انساني  وجود نداره و  تاريخ بشري از بيست و پنج اسفند پنجاه ونه شروع شده ولا غير ! از اون آدم هاي بي خيالي كه وقتي داري براش توضيح مي دي كه الان ساعت ۱۲ شبه و نبايد به فلان خانم كه خيلي صنمي باهاش نداري ، زنگ بزني كه در مورد تبليغات تلويزيوني بهت كتاب معرفي كنه ، هنوز حرفات تموم نشده مي بيني كه داره از اون خانم معذرت خواهي ميكنه كه : ببخشيد ازخواب بيدارتون كردم !!!... كي مي خواي تو آدم بشي مرد گنده !!؟

 موهام ولي الان كوتاهه و اين ثابت مي كنه هميشه بايد به آدم ها اميدوار بود ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 20:1  توسط مهدي  | 

 

اونقدر نيومدم به اين فضاي مجازي كه ديگه روم نميشه  ، ولي خب هم دلم تنگ شده بود براي حال و هواي اينجا و دوستام و هم اينكه كلن بچه پر رو تشريف دارم ، خب اول از همه اينكه من عاشق سال ۸۸ هستم ! نه اينكه اتفاقي افتاده باشه يا خوابي چيزي ديده باشم ، نه اونقدر كه اسمش رو خرافاتي بذاري ولي ، ولي من به اعداد ارادت خاصي دارم ، براي همين هميشه ۱۸ رو بيشتر از ۱۹ دوست داشتم ، مي خوام بگم ۸۸ رو دوست دارم ،پس سال نو همگي خيلي خيلي مبارك ! يعني از اون ته ته قلبم براي همتون سال خوبي آرزو مي دارم ! 

  امسال اولين سالي بود كه تحويل سال موندم تهران و نرفتم پيش خونواده ، نمي دونم معنيش خوبه يا بد ولي به هر حال آدميزاد بعضي وقتا دلش مي خواد تنها باشه و فقط خودش رو تحويل بگيره !

آدم يك بار بيشتر ۲۸ ساله نميشه ، يه جوريه اين حس ... ۱۸ ساله كه شدم هم همين حس رو داشتم  يا يه چيزي شبيه اين ، شبيه آدمي كه دلش مي خواد يه كاري بكنه ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 1:8  توسط مهدي  |