سالها طول كشيد كه بفهمم موي كوتاه هم بيشتر بهم مياد هم احساس بهتري دارم هم اينكه صبح ها به هيات يك هيولا از خواب بيدار نميشم ! سالها طول كشيد ، از روزي كه پدرم به زور منو به آرايشگاه مي فرستاد تا همين حالا كه همكارم هر روز بهم بگه آرايشگاه هم بري بد نيست ! مي خوام بگم آدمي كه داره اينجا مي نويسه ، از اون آدم هاي حرف گوش نكنه ، از اون حرف گوش نكن هاي حرفه اي كه معتقده چيزي به اسم تجربيات انساني وجود نداره و تاريخ بشري از بيست و پنج اسفند پنجاه ونه شروع شده ولا غير ! از اون آدم هاي بي خيالي كه وقتي داري براش توضيح مي دي كه الان ساعت ۱۲ شبه و نبايد به فلان خانم كه خيلي صنمي باهاش نداري ، زنگ بزني كه در مورد تبليغات تلويزيوني بهت كتاب معرفي كنه ، هنوز حرفات تموم نشده مي بيني كه داره از اون خانم معذرت خواهي ميكنه كه : ببخشيد ازخواب بيدارتون كردم !!!... كي مي خواي تو آدم بشي مرد گنده !!؟
موهام ولي الان كوتاهه و اين ثابت مي كنه هميشه بايد به آدم ها اميدوار بود ...
اونقدر نيومدم به اين فضاي مجازي كه ديگه روم نميشه ، ولي خب هم دلم تنگ شده بود براي حال و هواي اينجا و دوستام و هم اينكه كلن بچه پر رو تشريف دارم ، خب اول از همه اينكه من عاشق سال ۸۸ هستم ! نه اينكه اتفاقي افتاده باشه يا خوابي چيزي ديده باشم ، نه اونقدر كه اسمش رو خرافاتي بذاري ولي ، ولي من به اعداد ارادت خاصي دارم ، براي همين هميشه ۱۸ رو بيشتر از ۱۹ دوست داشتم ، مي خوام بگم ۸۸ رو دوست دارم ،پس سال نو همگي خيلي خيلي مبارك ! يعني از اون ته ته قلبم براي همتون سال خوبي آرزو مي دارم !
امسال اولين سالي بود كه تحويل سال موندم تهران و نرفتم پيش خونواده ، نمي دونم معنيش خوبه يا بد ولي به هر حال آدميزاد بعضي وقتا دلش مي خواد تنها باشه و فقط خودش رو تحويل بگيره !
آدم يك بار بيشتر ۲۸ ساله نميشه ، يه جوريه اين حس ... ۱۸ ساله كه شدم هم همين حس رو داشتم يا يه چيزي شبيه اين ، شبيه آدمي كه دلش مي خواد يه كاري بكنه ...